دو قرن پیش یعنی در سال ۱۲۱۲ هجری قمری، مردی در روستای سیاه اسطلخ رشت به دنیا آمد. مردی که با گذشت زمان به عارفی وارسته تبدیل گشته و به مقام ابدالی رسید. ابدالی مقامی است که در عرفان معنای انسان کامل را می‌دهد به همین دلیل به وی این لقب را دادند. علیرغم اینکه دانای علی نه امام‌زاده بودند نه سید،  نزد ساکنان بسیار محبوب بوده و مردم رشت تعصب خاصی نسبت به آرامگاه آن دارند. طبق گفته‌ها دانای علی طی‌الارض می‌کرد و وقتی راز فارغ از زمان و مکان بودنش فاش شد، برای همیشه ناپدید شد.
در رابطه با مرگ دانای علی روایت است که ماموران ظالم وقت، دانای علی را به جرم فرار از مالیات دستگیر کرده و بسیار شکنجه می‌کردند تا اینکه یکی از مریدان از کرامات دانای علی برای ماموران می‌گوید و با اینکه آزادی دانا را فراهم می‌کند اما افشای راز او مرگ به همراه داشت. به همین ترتیب بود حادثه دهان به دهان و نسل به نسل منتقل می‌شود و مقامات عبدصالح خدا برای مردم روشن می‌شود و روزانه زواران زیادی را به سوی خود جذب می‌کند.
دانای علی جایگاه ویژه‌ای در ذهن و اعتقادات مردم رشت دارد. همچنین مسافران بسیار زیادی برای زیارت، به بقعه دانای علی مراجعه می‌کنند. سال ۱۳۲۱ هجری شمسی، مهندسان شهرداری به دلیل تعریض خیابان تصمیم به تخریب بقعه داشتند که با مخالفت مردم این کار صورت نگرفت و در روند عریض کردن خیابان، بقعه درست وسط خیابان قرار گرفت. برای آشنایی بیشتر با دیگر جاذبه‌های دیدنی و تاریخی، به مجله چمدونم مراجعه کنید.

بقعه دانای علی رشت

یقعه دانای علی از زیارتگاه‌های مهم شهر رشت است و نمازگزاران زیادی برای زیارت به آن مراجعه می‌کنند. بقعه از احترام و جایگاه بسیار بالایی میان ساکنان رشت برخوردار است و مردم دانای علی را صاحب کرامت و منزلت نزد خدا می‌دانند. به همین دلیل کافیست در شهر رشت از یک سالمند در راطه با دانای علی سوالی بپرسید. آن زمان خواهید دید که با چه ارادت و خلوصی از این شخص برایتان می‌گوید. او دو قرن پیش در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در محله عینک یا سیاه اسطلخ رشت به دنیا آمد. با اینکه اصالت دانای علی زنجانی است اما از دوران کودکی در رشت زندگی کرد. زندگی دانای علی از طریق فروش علف به صاحبان دام و زراعت می گذشت. در روایات آمده است که او عارفی وارسته و مرد پرهیزگاری بود که به مقام ابدالی رسید. به همین دلیل به وی لقب دانا داده شد که معادل انسان کامل است. از دیگر کرامات او آگاهی کامل به اسما اعظم بود.

در مورد مرگ این بزرگوار گفته می‌شود که در آن زمان ماموران حکومتی دانای علی را به بهانه عدم پرداخت مالیات دستگیر و شکنجه می‌کنند. از آنجا که دانای علی مریدان زیادی داشت، یکی از مریدانش که در دستگاه حکومتی زمان نفوذ داشت از وضعیت وی باخبر شد و برای آزادیش تلاش کرد. شخص از کرامات و مقام  دانای علی برای ماموران گفت. هر چند که این صحبت‌ها مقدمات آزادی این زاهد پرهیزگار را فراهم کرد، اما افشای آن در بین مردم موجب مرگ او شد. جنازه دانای علی را در زمان مرگش در نزدیکی قبرستان عمومی شهر دفن می‌کنند که در حال حاضر به جهت توسعه شهری چیزی از آن قربستان باقی نمانده است. از نکات جالب در مورد بقعه دانای علی آن است که دقیقا در وسط خیابان قرار گرفته است. در سال ۱۳۲۱، مقرر شد که بقعه دانای علی جهت تعریض خیابان تخریب شود. اما این طرح با مخالفت و فشار مردم متوقف شد و همین امر موجب شد که بقعه دقیقا از وسط خیابان سر برآورد. گفته می‌شود در آن زمان مهندسان شهرداری به غیر از امواج آب چیزی در دوربین‌های نقشه برداری خود ندیدند و همین موجب ترس و وحشت آنان از تخریب مقبره شد. دلیل آن هر چه که بود، بقعه دانای علی هنوز در رشت پابرجاست و هر روز میعادگاه زوار و متوسلین است.

مردم شهر رشت اعتقاد زیادی به این عالم پرهیزگار دارند و بقعه دانای علی هر روز به خصوص در موقع نماز مملو از جمعیت می‌شود. اعتقاد خالصانه اهالی به این مکان مذهبی به حدی است که در بسیاری از مشکلات به دانای علی متوسل می‌شوند و نذورات خود را در بقعه او خیرات می‌کنند.